تبليغاتX
تنها
اين هم براي عسل عزيزم

 دور گردون گرد و روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد  اندر  پرده  بازی های  پنهان  غم
مخور

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 21:54 |
ختم قرآن یادتون نره

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 18:31 |
دوست عزيز هدف من از ايجاد اين سايت نزديك شدن به خداست.خيلي ها دچار اين مشكل هستن. دوست دارم شما هم توي اين مسير همراه من باشيد. و به هم كمك كنيم. من از امروز شروع كردم و با حافظ. هر مطلب جديدي كه ياد گرفتم توي اين سايت هم مي نويسم.

 be ghole Molana(dardis gheire mordan kan ra dava nabashad ,,, pas man chegoone gooyam kin dard ra dava kon)

اين از رهگذره از من گله كرده بود كه چه را براي من آرزوي آرامش كردي و به اين شعر مولانا اشاره كرد.به خواست اون من براي رهگذر آرزوي زندگي مي كنم.همون زندگي كه دوست داره داشته باشه.

موفق باشي رهگذر

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 18:3 |
خدا دوست دارم

خدای من ازت ممنونم .

دیگه تنها نیستم .

دیگه غمگین نیستم .

چون الان تو را دارم.

ولی هنوز بی قرارم .بی قرار تر از گذشته. بی قرار تو.

آتشی در درونم افروخته شد که همه آرزویم این است که هرگز خاموش نشود.

امروز با خواندن نماز زنده شدم .

به قول رهگذر با خدا حال کردم.

حس خیلی خوبیه وقتی که نمازت با ریختن اشک همراه باشه.

امروز من متولد شدم.

زیبا تولدت مبارک

رهگذر از تو هم ممنونم. 

 تو از من طلب آرامش می کردی ولی اون آرامش را خودت به من دادی.

برای تو آرزوی آرامش می کنم

خدا دوست دارم. خیلی

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 15:30 |

سینه از آتش دل  در  غم  جانانه  بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم  از   واسطه   دوری   دلبر  بگداخت

جانم  از آتش مهر  رخ  جانانه  بسوخت

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 13:1 |

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست  صبوری کدام  و  خواب کجا

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 12:0 |
+ نوشته شده توسط زیبا در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 12:8 |
سوختممممممممممممم
+ نوشته شده توسط زیبا در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 15:39 |
+ نوشته شده توسط زیبا در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 15:37 |
نظر يادتون نره!
+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 17:44 |
 نميرسي
+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 17:42 |
هر کس به طریقی دل ما می شکند 

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست

من در عجبم دوست چرا می شکند

 

+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 17:35 |
https://www.iranclip.com/player/1313

این کلیپ را حتما ببینید

ای خدا دلگیرم ازت        ای زندگی سیرم ازت

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 22:20 |
كاش نديده بودمت
+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:43 |
بگوووووووووووووووووووو
+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:40 |
+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:33 |
برو شايد به جايي برسي
+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:31 |
+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:26 |
+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:12 |
تنهایم

تنها تر از این قاب عکس

بی قرارم

بی قرارتر از شعله ی شمع

غمگینم

غمگین تر از این مریم افتاده به خاک

چگونه فریاد کنم این هم تنهایی.بی قراری.غمگینی...؟

هیچ کس در این شهر بزرگ سخنم را نمی فهمد

هیچ کس درد مرا نمی داند

دردم چیست؟

این همه تنهایی چرا؟

این همه بی قراری از بر چیست؟

من چرا این همه غمگینم؟

دردم چیست؟

می دانم

خوب می دانم

سال هاست که می دانم

اما چه کنم؟

هر چه کردم نشد.
خواستم

به خدا خواستم

نشد

خدا؟؟؟

دردم اوست

جدایی از اون شد سر آغاز دردم

آغاز تنهایی

بی قراری

غم

فهمیدم دور شده ام

دور دور دور

کی میرسد این وصال .نزدیکی؟

مردم از غم دوری

مردم

سخت است

آن هنگام که به تهی بودن خود پی ببری

آنچنان که آرزوی مرگ میکنی

اما نه

از مرگ هم می ترسی

نگو ناامیدم

نگو امیدوار باش

بودم

بودم به خدا بودم

اما نیستم

ديگه نيستم

از او خواستم

با فرياد با اشك خواستم

به او گفتم

گفتم كمكم كن به تو محتاجم

نزديكم كن به تو محتاجم

آرامم كن به تو محتاجم

از ته دل گفتم پس چرا نشنيد؟

فرياد زدم يعني نشنيد؟

قرار بود به خانه ي او بروم

باورم بود هر كه آنجا برود

هر كه آنجا برود...

و من آنجا مي رفتم

در دل عشق بقيع.آن گنبد سبز،آن خانه ي عشق

چه احساس نابي

چه حس خوبي

ولي....

ادامه دارد...

 

 

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 17:54 |


Powered By
BLOGFA.COM