می تونی بیشتر از این من را آزرده کنی

گل سرخ قلبم راسرد و پژمرده کنی
می تونی خط بکشی رو نشون و اسم من
از خودت دورم کنی دور دور تا گم شدن
اما در خاطر تو من موندگارم نازنین
تا غروب این زمین تا طلوع واپسین

می تونی از یاد من خودت را رها کنی
مثل گریه تو خودت من را بی صدا کنی
می تونی دل بسپاری به فراموشی من
رنگ هاشا بزنی به غم تنها شدن
اما در خاطر تو من موندگارم نازنین
تا غروب این زمین تا طلوع واپسین
بیشتر از من چه کسی تو را دوست داشت و شناخت؟
چه کسی با سختی شب پاییز تو ساخت؟
می دونم پیش همه من را انکار می کنی
روشنی آینه ام را تو تیره و تار می کنی
اما در خاطر تو من موندگارم نازنین
تا غروب این زمین تا طلوع واپسین

