داشتم می مردم
بعد از اییییییییییییییییین همه انتظار بازم انتظار
خداااااااااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
دیدم
زبونم بند اومد . اشکم در اومد
آره سبز بود
سبز سبز سبز

بقیع کو؟؟؟؟؟؟؟
کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقامون می گفت اینجاست
اینجا؟
اینجا که همش دیواره
دیوارهای بلند
من که چیزی نمی بینم؟
حتی پنجره ها هم درست پیدا نیست![]()
خدا یعنی می زارن از این پله ها برم بالا
می زارن ببینم؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
قبر پیامبر کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقا گفت: امشب نمی شه
بستست
فردا صبح
![]()
![]()
![]()
بعد از این همه مدت
فردا صبح؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
............
+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت
18:30 |

